سلام سلام دوستای گل.......

بالاخره بعد یه مدت طولانی اومدم

این مدت که اصلا خوش نگذشتهمش درس بود و امتحان ای خداااااااا

خوب حالا یه عکس توپ معلومه خب بازم ضد پسره دیگه

این عکسرو نگا کنین به این میگن دخترررررر

ایول ایول بزنش حقشه

 

نظر یادتووووووون نره دوستای گلم

 



تاريخ : دوشنبه هشتم آذر 1389 | 22:47 | نویسنده : taranoom |

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.
ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.
همگی از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد، من چشم می گذارم و از آنجایی که کسی نمی خواست دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد.
دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن .. یک .. دو .. سه .. همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد، اصالت در میان ابرها مخفی شد، هوس به مرکز زمین رفت، دروغ گفت زیر سنگ پنهان می شوم اما به ته دریا رفت، طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتاد و نه … هشتاد … و همه پنهان شدند به جز عشق که همواره مردد بود نمی توانست تصمیم بگیرید و جای تعجب نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است، در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید نود و پنج … نود و شش. هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و بین یک بوته
گل رز پنهان شد.

دیوانگی فریاد زد دارم میام. و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و بعد لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود، دروغ ته دریاچه، هوس در مرکز زمین، یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق و از یافتن عشق نا امید شده بود. حسادت در گوش هایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او در پشت بوته گل رز پنهان شده است.
دیوانگی شاخه چنگک مانندی از درخت چید و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای دست کشید عشق از پشت بوته بیرون آمد درحالی که با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد شاخه به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود! دیوانگی گفت من چه کردم؟ من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کمکم کنی می توانی راهنمای من شوی.
و اینگونه است که از آنروز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره همراه اوست! و از همانروز تا همیشه عشق و دیوانگی به همراه یکدیگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 | 15:6 | نویسنده : taranoom |
سلام دوستان گل خوبین خوشین ؟

اگه خوشین که خوش به حالتون.

روزا خیلی تکراری شدن اصلا دوس ندارم. وای امروز یه مارمولک نمی دونم از کجا اومده تو اتاقم حالا من امشب کجا بخوابم

ای خدا...... عوضی همچینم زل زده بود تو چشام که نگو ایییییییی.......

 

 



تاريخ : یکشنبه هفدهم مرداد 1389 | 21:45 | نویسنده : taranoom |
وای وای امروز تولدمه

 

بدویید کادو هامو برام بیارید کیکم بخرید یادتون نره هاااااااااااااا..............

 



تاريخ : سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 | 13:17 | نویسنده : taranoom |
من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهيان سرخ رنگه ساده دل

ستاره چين بركه هاي شب شدم

چه دور بود پيش از اين زمين ما

به اين كبود غرفه هاي آسمان

كنون به گوش من دوباره مي رسد

صداي تو

صداي بال برفي فرشتگان

نگاه كن كه من به كجا رسيده ام

به كهكشان ، به بيكران ، به جاودان



تاريخ : جمعه هشتم مرداد 1389 | 20:32 | نویسنده : taranoom |
سلام دوستان گل.

ترو خدا بگین چه مطلبی بذارم مخم قد نمی ده بخدا.



تاريخ : پنجشنبه هفتم مرداد 1389 | 21:38 | نویسنده : taranoom |

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه سیزدهم تیر 1389 | 3:32 | نویسنده : taranoom |
سلام دوستان گل خوبین خوشین؟

روز پدر هم مبارک. راستی با باباهاتون جی خریدین؟

 



تاريخ : پنجشنبه سوم تیر 1389 | 23:15 | نویسنده : taranoom |

 

دو عكس جنجالی و پخش نشده از الناز شاكردوست و دوستانش در دوبی !‌** تا حالا ندیدی !

 

 

 



تاريخ : سه شنبه یکم تیر 1389 | 17:25 | نویسنده : taranoom |
سلام دوستان گل خودم

خدارو شکر بالاخره کامپیوترم درس شد آخه داغون شده بود داشتم دق میکردم

حالا بریم سراغ یه مظلب توپ

طریقیه درس کردن تخم مرغ

 

دخترها:
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو، نوش‌جان ميكنن.
پسرها:
توي كابينت‌هاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بالاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم‌مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم‌مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسه نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم‌مرغها رو هم ميزنن
صداي «گل» رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم‌مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمه مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم‌مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيمانده تخم‌مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچه تنظيف، قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله، آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن.

 



تاريخ : یکشنبه سی ام خرداد 1389 | 13:1 | نویسنده : taranoom |
سلام به دوستان گل .خوبین ؟

میگما این همه گفتیم مدرسه ها چرا تموم نمیشه اما حالا که تموم شده دلمون لک زده واسه مدرسه واسه تقلب کردنا واسه پیچوندن معلما و بیش تر از همه

 راه برگشت که کلی می خندیدیم

 

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389 | 15:15 | نویسنده : taranoom |
مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی؟
خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی!
دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقله؟
خدا هم درجواب به این سوال احمقانه
مرد پاسخ میده:
واسه این که تورو دوست داشته باشه!!!

 


قلب پسرها مثل پارکینگی است که هیچ وقت تابلوی ظرفیت تکمیل بر در آن دیده نمیشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهی است که مدت ماندن یک هواپیما در آن بستگی به فرود هواپیمای بعدی دارد

 

دخترا دنبال یه پسر می گردند که 1000 آرزوشونو بر آورده کنند پسرا دنبال 1000 تا دختر می گردند که یه آرزوشونو بر آورده کنند

 


پسرها با سوسكا 6 شباهت دارند:1 مثل اونا كثیفن 2 مثل اونا تو كوچه خیابون ولند 3 مثل اونا ترسناکند 4 مثل اونا سیاهند 5 مثل اونا مرموزند 6 مثل اونا از سروكول دخترا بالا میرند



تاريخ : سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 | 13:46 | نویسنده : taranoom |

 1- چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

(اگه دیدین یه پسری ذل زده بهتون وداره میخنده اخماتونو بکنین توهم وآدم هم حسابش نکنین!)

 2- تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

(هرکی تو خیابون بهتون گفت شماره بدم شماره رو ازش بگیرین وخیلی جدی بهش بگین حتما باهاتون تماس می گیرم بعد جلو چشمش شماره روپاره  کنین!)

 3- چشمك جزو تيك عصبيشونه.

(هرکی  بهتون چشمک زد یه چشم غره بهش برین وبعد باصدای بلند بگین ایششش!پسره ی جواد!اینا دیگه قدیمی شد)

 4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

(طرفو عاشق خودتون کنین بعدیهو بهش بگین واسم تکراری شدی!به همین راحتی!)

 5- اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره

(هرکی بهتون متلک انداخت بگین جوجه من اندازه مامانتم!یک ضدحالی می خوره!)

6- دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه

(هرکی بهتون گفت دوستت دارم بگین بروبچه من خرنمیشم! بابا عشق کیلو چنده؟ا)

7- خسیس ترین وپرتوقع ترین موجودات روی زمین!(ماشالا طرف پول تاکسی هم نمیده چه برسه دختره رو ببره کافی شاپ)

(اگه گفت من واسه تو هرکاری می کنم بگین جون من جدی میگی؟تاحالا که یه قرون هم خرجم نکردی ضایع!)

 8- مي خوان دختره فقط مال خودشون باشه و خودشون مال همه

(واسه تفریح با3/4 نفر دیگه هم دوست باشین اگه بهتون گفت اون پسره کی بود بهت زنگ زد بگین: یه خری مثل تو!مشکلیـــــه؟؟؟طرف هنگ می کنه)



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389 | 2:42 | نویسنده : taranoom |

سلام به دوستان گل

این امتحانا دیگه اعصاب واسه آدم نمیذارن

راستی دیگه مخم قد نمیده که چه مطلبی بذارم ترو خدا شما بگید چی بذارم

در ضمن به دوستانی که سریال لاست رو میدیدن تبریک میگم بالاخره تموم شد ولی حیف جک مرد انقدر گریه کردم.



تاريخ : یکشنبه نهم خرداد 1389 | 20:0 | نویسنده : taranoom |
ببخشید ولی من هر کاری کردم دیدم نمی تونم جواب این سامانو ندم

 

آقا سامان هر وقت شما تونستین یه چیزی به خواهر عزیزتون بگین و

 

داستان سوزن داره یا میخ داره تکرار نشداونا هم یه چیزی به من میگن.

 

آخش حالا بهتر شد

 



تاريخ : جمعه هفدهم اردیبهشت 1389 | 22:12 | نویسنده : taranoom |
1 - اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.shame on you
 
 
2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم هوو یا ازدواج به سبك ايرونى رو ببینید.
 
 
3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.chatterbox
 
 
4 - آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.feeling beat up
 
 
5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.hee hee
 
 
 6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.daydreaming - New!
 
 
7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.raised eyebrow
 
 
 8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید. at wits' end - New!


تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | 21:58 | نویسنده : taranoom |
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد
يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد
يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره
يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش
يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون
يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته
يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه
يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده
يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني ي
يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه
يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند
يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد
يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد
يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد
يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند
يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود
يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند
يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود
يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند
يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند - نکته کنکوري
يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند
يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد
يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند
يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد
يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند
يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد
يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد
يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد
يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند
يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد
يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند
يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد
يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد
يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد
يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند
يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد
يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند
يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده‌

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | 21:50 | نویسنده : taranoom |
سن 14 سالگي: تازه توي اين سن ، هرو از بر تشخيص ميدن ! (اول بدبختي !)
سن 15 سالگي: ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد !
سن 16 سالگي: توي اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو مي زنن ! ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ! ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن !  (راکت تنیس نداشتیم  )
سن 17 سالگي: يه کمي مثلا آدم ميشن ! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند مي خونن ! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول مي خوندن !)
سن 18 سالگي: هر کي رو مي بينن ، تا پس فردا عاشقش ميشن ! ... آخ آخ ! آهنگهاي داريوش مثل چسب دوقلو بهشون مي چسبه !
سن 19 سالگي: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ! ... تيز ميشن ، ابي گوش ميدن !
سن 20 سالگي: از همه شون رو دست مي خورن ! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده !
سن 21 سالگي: زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ! (مثلا عاقل ميشن !)
سن 22 سالگي: نه ! مي فهمن که زندگي همش عشــــقه ! ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن !
سن 23 سالگي: يکي رو پيدا مي کنن ! اما مرموز ميشن ! (ديدشون عوض ميشه !)
سن 24 سالگي: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته ! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت !
سن 25 سالگي: عشق سيخي چند ؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه ! حالا خوشگل هم باشه بد نيست !
سن 26 سالگي: اين يکي ديگه همونيه که همه ء عمر مي خواستم ! ... افتخار ميدين غلامتون بشم ؟!
سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش !
سن 28 سالگي: کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم !!

تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | 21:25 | نویسنده : taranoom |
پسرهای ترشیده که دنبال زن می گردند
 

توصیه های کاربردی،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد:
نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.
1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِ قرمز بکشید)
2.اگه خواستید دختری را زیره نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیره نظرش بگیری...
نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک بزنید.
3.اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید
و به مورد ِ (1) مراجعه کنید .
نکته: قبلش دورو بر تان را یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلاند.
4.به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید
ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید.
5.اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشوید خواستگاری یکی دیگه بروید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه)
6.اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه .
نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ،تا کفش هم نثارتان می کنه.
7.تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند.
اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده،
چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی می توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید.
حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)
8.اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنید که شاید در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید چون همون یه ذرّه همت را هم اَزِتون میگیره.به جاش موز معجون بخوريد
 
10.اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری ...
چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری...
بازم چی؟!! خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار ِ،را که داری بعداً هم؛میشه خونه و ماشین خرید.
وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گمو گور کُنی.
11.یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَعظت را درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... شما که تو 7 آسمون یه ستاره هم ندارید کارتون خیلی مشکله اما من کُمکتان میکنم :
تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هُلتون بدم، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیاند و بی یُفتید تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش ها راحت می شیم).
14.اگه از هیچ کدوم از این ها به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودت است بهتره بری پیشه یه روانپزشک اگه اون گفت مشکلی نداری!!! آخه... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم).



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | 20:42 | نویسنده : taranoom |
۱صبح ساعت  ۷از خواب پا میشن یه پیریز برق به خودشون وصل می کنن تا مو هاشون کاملا سیخ شه

 

۲.یه دونه از اون کاپشن ۵ تا هزاری ها که دیروز از کنار خیابون خریده بودن می پوشن میرن بیرون.

 

۳.سوار موتور میشن هی تو محل دور میزنن و به هر دختری  یه متلک میگن دختره هم حالشو میگیره.

 

۴.بعد که میبینن هیچ دختری دیگه  تو محل نیست میرن تو خیابونای دیگه وتا ظهر از این خیابون به اون خیابون.

 

۵.سر ظهر دوباره دم دبیرستان دخترونه{ساعت تعطیل شدن همه ی مدرسه ها رو میدونن}

 

۶.و اما پایان کار دیگه کارشون کم میشه تا فردا  چون مدرسه ها دوباره فردا باز میشه.

 

نظر یادتون نره



تاريخ : یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 | 18:40 | نویسنده : taranoom |

روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده : همسر عزيزم

موضوع : من رسيدم

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه  !!



تاريخ : جمعه دهم اردیبهشت 1389 | 21:7 | نویسنده : taranoom |
حتما بخونین خیلی توپه 

 

برین ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه دهم اردیبهشت 1389 | 20:46 | نویسنده : taranoom |
1-یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها فرد بخت شما باشه.

2- ناز و لفت رو بذارید كنار.

3_در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه می‌گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سایه می رنجم

4_ سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن می‌افتین.

5_تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

6_ دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون ویزون نكنید كه گردنتون كج می‌شه



7_ پسر‌های فامیل بهترین و در دسترس‌ترین طعمه‌ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

8_ رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید

9_توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی‌بی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد می‌سازن واستون.



10_ یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

11_در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.



12_مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

13_ سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...

14_تا مامانه و باباهه می‌گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.

15_ بلاخره اگه خدای نكرده می‌خواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید  هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه. ( این خالی بندی بود )

16_ و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كارندارم

17_اگه كسی رو دوسش دارین برین خواستگاریش (نكته:این كار ریسكش خیلی بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فامیلاتون ردیفه)

18_حداقل یه 206 داشته باشین كه طرف به خاطر ماشین هم كه شده بیاد 2تا بشین بعده 9 ماه 3 تا بشین

19_اون یارو كه با اسب سفید میاد و بی خیال شین

20_...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آینده‌تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون كثیف می‌شید، می پكید

....

....



تاريخ : جمعه دهم اردیبهشت 1389 | 20:32 | نویسنده : taranoom |
فروردين(بره)
الماس يكي از گرانبهاترين و زيباترين سنگهاي موجود در طبيعت است كه با متولدين فروردين ارتباط بيشتري برقرار مي كند. اين سنگ اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و احساس شكست ناپذيري را در انسان تقويت مي كند. الماس يكي از قديمي ترين سنگهاي موجود در طبيعت است كه خاصيت تصفيه كنندگي دارد و مخصوصأ روي كاركرد كليه ها و مثانه اثر مثبتي مي گذارد. علاوه بر آن كارائي و قدرت سنگهاي ديگر را هم افزايش مي دهد. فراموش نكنيد متولد هر ماهي كه هستيد و از هر سنگي استفاده مي كنيد، افزودن الماس را به گردنبند خود از ياد نبريد.

ارديبهشت(گاو)
سنگ متولدين ارديبهشت ماه، زمرد است. زمرد از زمان خيلي دور به عنوان سنگ درماني به كار مي رفته است. يكي از مهمترين ويژگي هاي زمرد اين است كه روح و جسم را با هم متعادل مي كند. اين سنگ روي تيروئيد و تصلب شرائين اثر مي گذارد و در مورد بيماراني كه پاركينسون دارند يا مبتلا به صرع هستند ، روند درمان بيماري را بهبود مي بخشند. زمرد فشار خون و بيماري قلبي را نيز كنترل مي كند. در زمان هاي گذشته براي درمان بچه هاي كوچك هنگامي كه به تب مبتلا مي شدند، از زمرد استفاده مي كردند. اين سنگ ادراكات شهودي را افزايش مي دهد و در ايجاد نبوغ تأثير مي گذارد. يوگي ها و كساني كه مديتيشن مي كنند معتقدند كه همراه داشتن زمرد آنها را زودتر به تمركز مي رساند.

خرداد(دو پيکر)
مرواريد، سنگ اختصاصي متولدين خرداد ماه است. به مرواريد، داروي جادوئي نيز مي گويند. اين سنگ روي اعصاب و كليه ي عضلات اثر مثبت مي گذارد و بيماري هاي ناشي از كمبود كلسيم را برطرف مي كند. مرواريد نيروي حيات را افرايش مي دهد و ضداضطراب عمل مي كند. علاوه بر آن همراه داشتن مرواريد باعث ميشود قوي ابتكار شما بهتر عمل كند و خلاقيت تان افزايش يابد.

تير(خرچنگ)
سنگ متولدين نخستين ماه تابستان ( گارنت) است كه به رنگ تيره و شبيه ياقوت قرمز در طبيعت ديده مي شود. گارنت سنگ حامي مسافريني است كه با كشتي سفر مي كنند. اين سنگ براي استحكام ديواره هاي سرخرگ، تقويت چشم و درمان سرطان در مراحل اوليه ي آن كارائي دارد. اثرات اين سنگ ميان زنان بيشتر نمايان مي شود. گارنت بيماري هاي زنان را بهبود مي بخشد.

مرداد(شير)
پريدوت و اونيكس سنگهاي متولدين مرداد ماه هستند. اونيكس سنگي شبيه عقيق است كه به رنگ سياه يافت مي شود . اين سنگ براي درمان اعتياد مورد مصرف قرار مي گيرد. به نظر مي رسد از آنجا كه اونيكس اعتماد به نفس و دلگرمي را افزايش مي دهد، از گرايش افراد به سوي اعتياد مي كاهد. اونيكس روي سياهرگ ها و مفاصل بخصوص در افرادي كه دچار نقرس هستند اثر مثبت مي گذارد و از لحاظ رواني موجب ازدياد هماهنگي روحي انسان مي شود.

شهريور(خوشه)
ياقوت كبود، سنگ مخصوص متولدين شهريور ماه است. اين سنگ داراي خاصيت شفابخشي است و روي سلولهاي پوست، مو و ناخن اثر مي گذارد. ياقوت كبود از ريزش مو جلوگيري مي كند و سيستم عصبي را بهبودي مي بخشد. اين سنگ درد را كاهش مي دهد و براي بيماري هاي مزمني مثل روماتيسم و نقرس اثر مثبت دارد. علاوه بر آن براي درمان سرگيجه و جلوگيري از خونريزي زخمها به كار مي رود.

مهر(ترازو)
متولدين مهر ماه مي توانند از سنگهاي مونستون و اوپال استفاده كنند. مونستون داراي چندين رنگ است. سفيد مايل به آبي، مايل به سبز و مايل به صورتي آن در طبيعت يافت ميشود. مونستون سنگي است كه روي اختلالات هورموني تاثير مثبتي دارد، بخصوص شير مادران را افزايش مي دهد. اين سنگ روي تيروئيد هم اثر مثبت دارد و باعث مي شود موانع احساسي شخص از بين برود. اوپال از خانواده ي عقيق و سنگي است كه در كشور استراليا به دست مي آيد. اين سنگ روي التهابات روده و معده موثر است و بر جريان خون تاثير مي گذارد . از اين سنگ به عنوان طلسم خوشبختي نيز ياد شده است. در گذشته مرسوم بوده كه از اشخاص مبتلا به افسردگي، درخواست مي كردند به اوپال سياه نگاه كنند، چون اعتقاد داشتند اين كار افسردگي آنها را از بين مي برد.

آبان(کژدم)
سيترين و ياقوت قرمز سنگهاي متولدين اين ماه هستند. ياقوت قرمز براي بيماري هاي ويروسي و اپيدمي، همچنين درمان تب مفيد است. اين سنگ بي حسي و رخوت را از بين مي برد و از زايمان زودرس جلوگيري مي كند. ياقوت قرمز ايمني بدن را افزايش مي دهد و از لحاظ رواني هم باعث رهايي از وابستگي هاي رواني ميشود. از زمان قديم متداول بوده كه به زوجهاي جوان توصيه مي شده اين سنگ را براي وفاي بيشتر نسبت به شريك زندگي خود به گردن بياويزند.

آذر(کمان)
سنگ فيروزه به متولدين آذرماه تعلق دارد. از سنگ فيروزه به عنوان سنگ حامي ياد شده است. معروف است كه در اروپا، خلبانان و مهمانداران هواپيما براي ايمني در سفر از فيروزه استفاده مي كنند. چون اين سنگ، از سقوط جلوگيري مي كند. فيروزه بر روي عملكرد نادرست كبد اثر مي گذارد و قدرت و ديد چشم را افزايش مي دهد . فيروزه ضدافسردگي است، نشاط آور است و التهاب پوستي را فرو مي نشاند.

دي(بز)
نكته ي عجيبي است كه متولدين دي ماه، سنگ مخصوص به خود ندارند، اما در عوض همه ي سنگها با تمام خواص شان براي آنهامفيد هستند. پس آزاد هستيد با توجه به علاقه و تمايل تان، هر سنگي را كه مي خواهيد انتخاب كنيد.

بهمن(دلو)
آماتيست، سنگ كريستالي بنفش رنگ است كه به اضطراب پايان مي دهد و مخصوص متولدين بهمن ماه است. اين سنگ ضداضطراب و كابوس است و براي كساني كه بدخواب هستند يا مدام كابوس مي بينند، توصيه شده است ، تجربه نشان داده است كه افراد مضطرب وقتي آماتيست را با خود همراه مي كنند به آرامش مي رسند.

اسفند(ماهي)
متولدين آخرين ماه سال، با مرجان پيوند برقرار مي كنند. مرجان از همين گياه دريايي به دست مي آيد و از رنگ قرمز پررنگ، تا گل بهي و صورتي يافت مي شود. چون منشا آن كلسيم است روي بيماري استخوان ها بخصوص راشيتيسم تاثير مثبت مي گذارد. مرجان براي استحكام دندان ها مفيد است و انعطاف پذيري را هم تقويت مي كند. متولدين اسفندي كه به راحتي نمي توانند خود را با محيط وفق دهند، با همراه داشتن مرجان مي توانند بر اين ضعف فائق آيند.



تاريخ : پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389 | 19:59 | نویسنده : taranoom |


تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 | 19:7 | نویسنده : taranoom |
zacزک همراه با دوس دخترش که تو فیلمhigh school miusical با هم بودن

اطلاعات کلی:

 اسم:

زکری دیوید الکسندر افرون     

                                                      Zachary David Alexander Efron

به او زفرون و زکوییشا نیز می گویند   

                                                               Zefron/Zacquisha

تولد: ۱۸ اکتوبر ۱۹۸۷(۲۶ مهر ۱۳۶۶)

محل تولد: سن لویس آبیسپو ٫کالیفورنیا٫آمریکا              

              San Luis Obispo, California, USA

پدر و مادر:دیوید و استارلا افرون                          

                                         David & Starla Efron

خواهر و برادر: دیلان افرون (۱۶ ساله)                                

                                    Dylan Efron  

دوست دختر: ونسا ان هاجنز                                          

                       Vanessa Anne Hudgens

علامت ماه: لیبرا

قد: ۱۷۵ سانتی متر

حیوانات خانگی: دریمر و پاپی (سگ های نژاد شپرد استرالیایی) و سایمون (گربه سیامیزی)

Dreamer & Puppy (Australian Shepherds) and Simon (a Siamese cat)

 

موارد مورد علاقه:

 

حیوان: لایگر! (گونه ای از شیر و ببر)                        

            (Ligers (the lion and tiger mixed breed

کتاب:Busting Vegas از Ben Mezrich و رابینسون کروئوزه از دنیل دوفو

کارتون: زندگی مدرن روکو                                      

                                      Rocco's modern life

غذاهای مورد علاقه: سوشی٬ مرغ پرتقالی٬ غذاهای عجیب

فیلم: The Goonies

موسیقی: هر چی جز کانتری

کانال تلویزیون:سپایک

برنامه تلویزیون: Most Extreme Elimination,WSOP,American Idol,The Wriggles

 

متفرقه:

 

عادت بد:زیر لب خواندن

بزرگترین ترس: زامبی٬ کوسه٬ دختر فیلم The Ring

سلبریتی هایی که ازشون خوشش میاد: Lori Loughlin,Paula Abdul,Tyra Banks,Jessica Alba

ماشین رویایی: تویوتا سوپرا

ارزشمندترین دارایی: کلکسیون امضا شده ی بیسبال

الگو:پیتر پارکر



تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | 19:18 | نویسنده : taranoom |
خیلی وقت بود که نیومده بودم اما حالا برای طرفداران zac efron دست پر اومدم.

تاريخ : دوشنبه بیست و یکم دی 1388 | 18:53 | نویسنده : taranoom |
دوستان ترو خدا نظر بدین

تاريخ : شنبه بیست و یکم آذر 1388 | 19:44 | نویسنده : taranoom |
تاريخ : سه شنبه سوم آذر 1388 | 16:36 | نویسنده : taranoom |

قربونش برم می بینید چقدر خوشگلهاین تو فیلم انادر سیندرلا ست

بقیه تو ادامه مطلب ۶ تا عکس



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه یکم آذر 1388 | 20:16 | نویسنده : taranoom |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.